نئوکینزین نوبلیست - هفته نامه تجارت فردا - شماره 7 - 4 شهریور 1391

اقتصاددانی که آغاز دوران شکوفایی او و برخی دیگر از همفکرانش، همچون «پل ساموئلسون و جان هیکس»، نیمه‌های قرن بیستم بود. تلاش‌های این گروه در مدل‌سازی ریاضی نظریات اقتصاد کلان، که عمدتاً بر پایه تفکرات «کینزین» بود، آثاری برجای گذاشت که از جمله آنها می‌توان به ظهور «الگوی IS-LM» از سوی «هیکس» و تالیف یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌های اقتصادی تحت عنوان «اقتصاد: تحلیلی بنیادین»‌‌1 از سوی «پل ساموئلسون» (که مرحوم دکتر «حسین پیرنیا» در دهه 1340 شمسی، اقدام به ترجمه آن تحت عنوان «اصول علم اقتصاد» کرد) اشاره کرد. لازم به ذکر است هنگام بررسی سیر اندیشه‌های اقتصادی، گاهی از این گروه با عنوان «سنتز نئوکلاسیک-کینزین» یاد می‌کنند. گروهی که مخالفان و موافقان جدی داشت، به طوری که کینزین‌های سرسخت و حتی چپ‌گرا، همچون خانم «جون رابینسون»، معتقد بودند که اقتصاددانان «سنتز نئوکلاسیک-کینزین» در حق «کینز» خیانت کردند و سبب استحاله نظریات وی شدند و از سوی دیگر، موافقان نیز کارهای آنها را تمجید می‌کردند و عقیده داشتند که این اقتصاددانان سبب توسعه و اشاعه نظریات «کینز» در چارچوب نظری شدند و درک مفاهیم بعضاً دشواری را که «کینز» مطرح کرده بود، ساده کردند. 
«رابرت سولو» روز 23 آگوست سال 1924 میلادی، در خانواده‌ای یهودی در بروکلین نیویورک، چشم به جهان گشود. او از همان ابتدا در علم‌آموزی و امور آکادمیک سرآمد دیگران بود و از این روی به خوبی از پس اتمام تحصیلات معمول خویش در مدرسه‌ای محلی- دولتی در شهر نیویورک برآمد. «سولو»ی جوان در 16‌سالگی با دریافت بورسیه تحصیلی رهسپار «هاروارد کالج» شد. در آغاز، مطالعات دانشگاهی وی علاوه بر مباحث بنیادین اقتصاد، به جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی (آنتروپولوژی) نیز اختصاص داشت. حدود دو سال بعد، یعنی در واپسین روزهای سال 1942 میلادی، تحصیل در دانشگاه را به کناری وا نهاد و به ارتش ایالات متحده پیوست. این سرباز جوان در خلال جنگ دوم جهانی دوران خدمت خود را ابتدا در «شمال آفریقا» و «سیسیلی» و اندکی بعدتر در «ایتالیا» گذراند تا اینکه بالاخره در ماه آگوست سال 1945 میلادی خدمتش تمام شد. بلافاصله پس از آن، «رابرت سولو» به «هاروارد» بازگشت و مطالعاتش را زیر نظر «وسیلی لئونتیف» از سر گرفت. در آن زمان «سولو» در مقام دستیار پژوهشی «لئونتیف»، نخستین مجموعه ضرایب سرمایه را برای الگوی «داده-ستانده» طراحی کرد. چندی بعد به «آمار» و «الگوهای احتمال» علاقه‌مند شد. از این روی سال تحصیلی 1950-1949 در کسوت یک محقق، با اشتیاقی افزون‌تر به مطالعه و تحصیل «آمار» در دانشگاه «کلمبیا» پرداخت. طی همان سال نیز به طور همزمان به بررسی و آماده‌سازی پایان‌نامه دکترایش در مورد «تلاشی موشکافانه برای مدل‌سازی تغییرات اندازه توزیع دستمزد، با بهره‌گیری از فرآیند رفت و برگشتی مارکوف، برای نرخ‌های اشتغال- بیکاری و دستمزد»2 پرداخت. «رابرت سولو» در سال 1949 میلادی و درست پیش از خروج از دانشگاه «کلمبیا»، برای استادیاری در گروه اقتصاد، به «موسسه تکنولوژی ماساچوست- ام ‌آی ‌تی» دعوت شد و این دعوت را پذیرفت. در آن دانشگاه «آمار» و «اقتصادسنجی» درس داد ولی رفته‌رفته علاقه‌مندی‌هایش به سمت «اقتصاد کلان» تغییر جهت دادند. از آن پس، به مدت حدود 40 سال، «سولو» و «پل ساموئلسون» دوشادوش یکدیگر بر روی نظریات برجسته اقتصادی مشغول به کار شدند. نظریاتی نظیر: «نظریه رشد فُن نیومن» (1953)، «نظریه سرمایه» (1956)، «برنامه‌ریزی خطی» (1958) و «منحنی فیلیپس» (1960). 
نخستین مقاله وی در مبحث «رشد»، «کوششی به منظور بسط نظریه رشد»3 نام داشت که در آن به ارائه مدل ریاضی «رشد» پرداخت. مدلی که نسخه‌ای از «الگوی رشد هارود-دومار» بود. تفاوت اصلی میان الگوی «سولو» و الگوی «هارود- دومار»، در یک فرض «سولو» بود؛ «دستمزدها در جهتی که بتوانند اشتغال کامل ایجاد کنند، تعدیل می‌شوند». اما با این وجود، «سولو» نیز به نتیجه «هارود- دومار» مبنی بر این رسید که؛ اقتصاد بر لبه تیغ قرار دارد. «سولو» اما بحث مربوط به «رشد» را رها نکرد و در ادامه راهش اقدام به انتشار مقاله‌ای پیشرو در این زمینه کرد؛ «تغییرات فنی و تابع تولید کل»4. پیش از انتشار این مقاله، اقتصاددانان عقیده داشتند که عوامل اصلی «رشد اقتصادی»، «نیروی کار» و «سرمایه» است. «سولو» نشان داد نیمی از آنچه «رشد اقتصادی» می‌نامیم را نمی‌توان به «نیروی کار» و «سرمایه» نسبت داد. او میزانی از «رشد اقتصادی» را که با دو عامل ذکر شده تولید («نیروی کار» و «سرمایه») نسبتی نداشت، به «نوآوری‌های تکنولوژیکی» ربط داد، که این عامل اکنون تحت عنوان «باقیمانده سولو» نیز شناخته می‌شود. 
از سوی دیگر، «رابرت سولو» نخستین فردی بود که به توسعه الگوی «رشد»ی با توجه به انواع و اقسام مصادیق عامل تولید «سرمایه» پرداخت. بنا بر عقیده وی، چون «سرمایه» بر پایه «تکنولوژی» شناخته‌شده تولید می‌شود و «تکنولوژی» نیز در حال پیشرفت است، «سرمایه جدید» از «سرمایه قدیم» با‌ارزش‌تر است. از زمان کارهای ابتدایی «سولو» در دهه 1950 میلادی، الگوهای رشد اقتصادی بسیار پیشرفته و پیچیده‌تری مطرح شده‌اند که نتیجه‌گیری‌های گوناگونی را برای علل «رشد اقتصادی» تبیین کرده‌اند. در دهه 1980 میلادی، تلاش‌هایی که معطوف به بررسی نقش پیشرفت‌های تکنولوژیکی در اقتصاد بودند، منجر به توسعه «نظریه رشد برون‌زا» (نظریه جدید رشد) شدند. در حال حاضر اقتصاددانان به منظور دستیابی به تخمین اثرات جداگانه «تغییرات تکنولوژیکی»، «نیروی کار» و «سرمایه» بر «رشد اقتصادی»، از منابع معرفی‌شده از سوی «سولو» برای «رشد» استفاده می‌کنند. 
لازم به ذکر است، «سولو» علاوه بر مسائل «رشد اقتصادی» به «اقتصاد منابع طبیعی» نیز توجه داشت. به اعتقاد او، به جز عواملی همچون «نیروی کار»، «سرمایه» و «فناوری» که در «رشد» موثرند، محدودیت منابع طبیعی نیز در تداوم «رشد» تاثیرگذار است و از نظر وی فروض مربوط به «کشش جانشینی بین سرمایه و منابع طبیعی» بسیار مهم است. او همچنین عواقب محیطی «رشد» را در کارهای دیگر خود بررسی کرد. «رابرت سولو» مسوولیت‌های دولتی گوناگونی را بر عهده داشته است، از جمله اقتصاددان ارشد در «انجمن مشاوران اقتصادی» (1962-1961) و عضویت در «کمیسیون حفظ درآمد، وابسته به ریاست‌جمهوری» (1970-1968). لازم به ذکر است که عمده مطالعات وی بر زمینه‌هایی چون «اشتغال»، «سیاست‌های رشد» و «نظریه سرمایه» معطوف شد. 
برخی دیگر از افتخاراتش عبارتند از: 
- دریافت جایزه «جان باتیس کلارک» از «انجمن اقتصادی آمریکا- AEA»؛ 1961 (این جایزه به بهترین اقتصاددانان زیر 40 سال اعطا می‌شود) 
- ریاست «انجمن اقتصادی آمریکا- AEA»؛ 1979 
- دریافت جایزه «نوبل» اقتصاد به خاطر «خدماتش در زمینه نظریه رشد اقتصادی»؛ 1987 
- دریافت «نشان ملی علم»؛ 1999. 
او همچنین بنیانگذار «بنیاد کورنو» و «مرکز کورنو» و نیز متولی «اقتصاددانان صلح و امنیت» بوده است. 
این اواخر نیز دانشگاه «تافتز» به «رابرت سولو» دکترای افتخاری اعطا کرد. 
چندی از دانشجویان وی نیز تاکنون موفق به دریافت جایزه نوبل شده‌اند؛ از جمله: «پیتر دایاموند»، «جوزف استیگلیتز» و «جرج آکرلف». 
هم‌اکنون «رابرت سولو» استاد بازنشسته گروه اقتصاد «موسسه تکنولوژی ماساچوست – ام آی تی» است.

منبع:  تجارت فردا

/ 0 نظر / 13 بازدید